یکی از درخور توجه ترین حرکتهایی که در قالب یک جنبش روحانی در قرن بیستم در مسیحیت آغاز و احیاء گردید و امروزه دارای سریعترین سیر تصاعدی رشد در میان کلیساهاست، نهضت پنطیکاستی است. بررسی تاریخچه و سیر تطور این حرکت که خود را ادامه و تجدید حیات ریزش عظیم روح القدس بر کلیسا در دوران رسولان (اعمال باب ۲) می داند خود مبحثی بسیار مفصل است که در حوصله نوشته ای اینترنتی نیست.
از آنجاییکه هر حرکتی با تمام کش و قوسهای خود در مسیر تاریخ کلیسا دارای نقاط قوت و ضعف می باشد باید این نهضت پنطیکاستی را نیز از این مقوله مستثنی ندانست و به دقت به الهیات و حتی عملکرد عینی آن پرداخت و نقاط قوت و ضعف آن را برشمرد. وقتی به این جنبش اشاره می کنیم بسیار دشوار است که امروزه آن را تحت لوای یک حرکت واحد و همگنی تعریف کنیم که در همه تاریخ صد و اندی ساله آن (حداقل اگر تنها به این موج جدید که از قرن بیستم شعله ور شده است بپردازیم) در همه جا به یک شکل ظهور کرده و اعمال شود. لذا باید دامنه تعریف خود را کمی مشخص تر بیان کنیم. این جنبش و یا نهضت درون کلیسایی که با آیات ونشانه های فوق طبیعی و خارق العاده خود را ابراز می کند ریشه های اعتقادی خود را در درون سطور عهد جدید و تجربه ایمانداران اولیه می یابد و حتی الهیات و اخلاقیاتی نیز بر این پایه تعریف می نماید. در ضمن باید این نکته را اضافه کرد که منظور از پنطیکاستی چیست؟ آیا منظور همان حرکتی است که از یک آموزشگاه کتاب مقدس در توپکای ایالت کانزاس شروع شد و بعدها در رویدادهای کریزماتیک ایمانداران خیابان آزوسا در لس نجلس عمومیت یافت؟ یا منظورمان کلیسای پروتستان پنطیکاستی بعنوان یک فرقه کلیسایی است که برجسته ترین معرف این فرقه کلیساهای جماعت ربانی در تمام جهان است؟ یا منظورمان کلیساها و جنبش کریزماتیک در میان سایر کلیساهای پروتستان از جمله کلیسای اسقفی و نیز کلیسای تعمیدی(بابتیست) هاست؟
باید توجه داشت که حتی در میان فرقه کلیسایی پنطیکاستی نیز تعاریف و رویکردهای الهیاتی متفاوت وجود دارد بطوریکه عده ای خود را پیرو نظریه کلاسیک و یا سنتی پنطیکاستی می دانند با تمام تعاریف الهیاتی خاص خود و تاکیدات بر تکلم به زبانهای روح القدس به عنوان اولین نشانه پری از روح القدس حال آنکه عده ای دیگر به عنوان موج سوم بطور گسترده تر در میان همه فرقه ها حتی در میان سایر شاخه های مسیحیت غیر پروتستان از جمله ارتدکس و کاتولیک نیز دیده می شوند که لزوما تکلم به زبانهای روح را بعنوان تنها و اولین نشانه پری روح القدس نمی دانند و ظهور سایر عطایای روحانی را نیز از جمله نبوت، عطای شفا، اخراج ارواح و حتی پرستش تحت الهام روح و بسیاری از زمینه های دیگری را که عمل پوینده و فوق طبیعی و قدرتمند روح را بتوان در آن دید را نیز از نشانه های پری از روح القدس می دانند. این گروه بر خلاف گروه اول پری از روح را به عنوان عطیه ای ثانویه جدا از توبه نمی بینند و آن را در همان فرایند توبه و ایمان لازمه و همراه با ایماندار می شمارند. در هر صورت در این مقاله نمی توان حتی به ذکر تیتروار این پدیده و تفاوتها و شباهتها و تاریخچه و نکات الهیاتی در میان این نهضت پرداخت اما نکته ای که بسیار حائز اهمیت است این است که ظهورات عمل پوینده و فراگیر و گاها خارق العاده روح را می توان در میان پیروان همه شاخه های مسیحیت دید.
البته باید این نکته را حتما اشاره کرد که حتی عده ای از ایمانداران و حتی واعظین که خود متعلق به چنین نهضتی بوده اند راه به افراط ها و تفریط ها سپرده اند و حتی برخی از آنها بدعتهایی خطرناک را در قرن بیستم به راه انداخته اند( بعنوان مثال ویلیام برانهام در قرن بیستم باعث زنده شدن دوباره بدعت مودالیستی که در قرون اولیه کلیسا محکوم شده بود گردید و از حوزه راست دینی مسیحی خارج شد و بسیاری را نیز گمراه نمود و کلیسایی با تعالیمی کاملا مردود در خصوص تثلیث، گناه آدم و حوا و وقایع زمانهای آخر و حتی تعمید را پایه گذاشت که متاسفانه در ایران نیز افرادی که دنباله رو عقاید بدعتی این فرقه غیر راست دینی هستند خود را بعنوان کلیسای ایران معرفی می کنند)
شایسته است که ایمانداران کلیساهای پنطیکاستی با دیدی بازتر و با نگرشی که خالی از رویکردی برتری جویانه است به ایمان مسیحی و خصوصا ایمانداران پر شور سایر فرقه های مسیحی بالاخص کلیساهای سنتی از جمله کاتولیک و ارتدکس بنگرند و ظهورات کریزماتیک ایمان مسیحی را تنها مختص به خویش نبینند و حتی برخورداری از آن را نشانه فضیلت و بالاتر بودن ایمان مسیحی خویش نبینند.
در ضمن کلیساها و مسیحیانی که خود از چنین تعلیم کریزماتیکی در الهیات و عملکرد(پراکسیس) کلیسایی خود برخوردار نیستند نیز تنها به واسطه باید و نباید ها و استانداردهای فرقه ای خود سایر پدیده ها را مردود و نادرست نپندارند و دست به قضاوتهای عجولانه در مورد مسیحیانی که از چنین تجربه ای برخوردارند نزنند و آنان را به سخره نگیرند خویشتن را در رابطه با پذیرش تجاربی که در سیطره راست دینی مسیحی(ارتدکسی) تحقق می یابد گشوده و انعطاف پذیر ببینند زیرا هیچ بعید نیست که چنین تجارب کریزماتیکی روزی در زندگی روحانی آنها تحقق یابد همانگونه که در این فیلم زیر در رابطه با ایمانداران کاتولیک بعنوان حرکتی موجه و کاملا تایید شده از سوی واتیکان روی داده است. حتما این فیلم کوتاه تاریخی را تا به آخر ببینید.
محبت پدر، فیض پسر و مشارکت روح القدس با همه عاشقان مسیح باد.
برای مشاهده ویدیویی در این باره لطفا اینجا را کلیک نمایید
برگرفته از وبلاگ پسر خدا
14 نظر فرستاده شده
Daniel
Pishapish baraye tavajoh va pasokhetoon sepas-gozaram
سردبیر
Artin
این سایت کاتولیک های کریزماتیک است.
دوست عزیزم فراموش نکنیم سردمداران ایمانی مثل آگوستین که الهیات مسیحی را مدون کرد ، پدر جروم که زندگی خود را در راه ترجمه کلام خدا گذارد و چشمانش در کلام کم سو گردانید. فرانسوای آسیسی که پیام محبت و فقر را به گوش کر زمانه نواخت، و هزاران خواهر و برادر کاتولیکی که در دور افتاده ترین نقاط دنیا آغوش خود را بر هر گرانبار و دردمند گشودند و پدر و مادر یتیمان شدند و یاور سالمندان و روستائیان شدند.
بر طبق آمار سال 2000 در دنیا حدود 120 ملیون کاتولیک کریزماتیک در 235 کشور جهان وجود دارد که حدود 11 % از کاتولیکها را تشکیل می دهند.
http://www.iccrs.org/CCR worldwide.htm
aramsahak
jadede ka baraya ma mefarasten khayle amozandan khoda barakataton bada
بیژن
پری روح را تا نخواهی و تجربه نکنی ، نخواهی فهمید که برابر فیض خداوند چه برکتی نصیبمان شده است .
هر انسانی این بسته کادو را دارد ، اما خداوند انسانها را آزاد گذاشته است تا هر زمان که خود انسان بخواهد ، بسته کادویش را باز کند .
برکت خداوندمان عیسی مسیح بر همه رهروانش باد و برای همه انسانها دعا میکنیم تا نجات را بیابند.
Hamid
Daniel
Ba tashakkore dobare az pasokh
mahshid
u nazareton dar morede fergheha chie? in nazare mane chera bayad masihro intor tiketike kard va taalime haghighe pedar ro oon tor ke tasavor mikonim , ba yek esmgozarie jadid, donbal konim. be nazare man masih ashegh etehade farzandanesh dar kalamesh bode va hast
khodavand behamaton barekat bede
mahshid
سردبیر
نکته مهم در این است که وجود فرقه های مسیحی تا زمانیکه در حوزه راست دینی و اعتراف به اعتقادنامه های معنبر ایمانی از جمله اعتقادنامه نیقیه، قسطنطنیه، کالسدون بطور خاص باشند به خودی خود هیچ خطری ندارند اما بسیاری از فرقه های کاذب از جمله پنطیکاستی های یگانه انگار که به جیزس اونلی(jesus only) هم معروف می باشند که البته با آن فرق دارند به شدت دارند به پیکره واحد ایمانی کلیسا ضربه می زنند. ازن فرقه ضاله که به دنبال بدعت گذار پنطیکاستی معروف ماریون برانهام آغاز شده متاسفانه بسیاری را تا به حال در میان ایمانداران مسیحی گمراه کرده و حتی نجات را از ایشان ربوده است. این فرقه بسیار خطر ناک است و مروجین این فرقه که خود را کلیسای ایران می نامند و بطور خاص همه کلیساها و فرقه های دیگر را بابل مکاشفه میدانند بالاخص کلیسای کاتولیک را حتی تعمید به اسم پدر پسر روح القدس و تثلیث را رد می کنند. مبدع شیطانی این فرقه یک واعظ پنطیکاستی نادان بود که ادعا کرد که فرشته پنجم مکاشفه و بازگشت یحیی تعمیددهنده است و بسیار تعالیم چرند دیگر را این شخص بی سواد و جاهل در میان پنطیکاستی ها داد . متاسفانه این موارد در میان افرادی که خیلی در زمینه عطایای روح مدعی می شوند و خود را پنطیکاستی می نامند بسیار است. اما باید به یاد داشت که اگر فرشته ای هم از آسمان تعلیمی غیر از تعلیم رسولان و کلیسای مسیح ارائه کند از شیطان است. وجود برخی عطایا به معنی تایید پیام و الهی بودن هر شخص نیست زیرا ممکن است شخصی صاحب عطایایی باشد اما توسط شیطان گمراه گردد و فرقه ایجاد کند و تعالیم غلط ارائه کند و حتی به دلیل داشتن این عطایا دچار غرور و لغزش شود و از حیطه راست دینی خارج شود کمااینکه این اتفاق بارها در تاریخ کلیسا افتاده است.
من قطعا برتامه ای در این زمینه ایجاد خواهم کرد.
خدا همه شما خوانندگان را مبارک سازد
Artin
از تازه مسیحیان عزیز نیز می خواهم که مواظب چنین بدعت های باشند.
تعالیم اینان با تعلیم کلیساهای پروتستان ، کاتولیک و ارتودکس در تضاد است .این تعلیم با تعالیم مقدسین و الهیدانان برجسته مسیحی و واعظین مشهور دنیا و شهیدان کلیسا و شهیدان کلیسای ایران و تعلیم رسمی و ارتودکس 2000 ساله کلیسا در تضاد است و کمتر از 0.01% از مسیحیان(به قول خودشان) (البته کسیکه تثلیث را قبول ندارد مسیحی نیستند ) چنین عقاید غلطی دارند.
ویلیام برانهام (بنیانگذار این فرقه منحرف) کسی بود که ادعا می کرد او ایلیا است و پیشرو مسیح قبل از بازگشت ثانویه اش. ولی مرد و حرفهایش مثل ادعاهای شاهدان یهوه و مورمونها اشتباه در آمد .
ایشان به تمایز میان 3 شخصیت تثلیث و در نتیجه تثلیث معتقد نیستند.
در جواب اعتقاد آنها مثلا در آیه معروف یوحنا 1:1
"در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود."
تمایز کلمه و خدا را نشان می دهد و در عین حال اینکه کلمه خدا است.
همچنین
((من از پدر سئوال می کنم و تسلی دهنده دیگر به شما می دهد.))
تمایز پدر و پسر و روح القدس را نشان می دهد.
"دعای مسیح به پدر" و "از نزد پدر آمده ام و نزد پدر بر می گردم."
نشان می دهد که آن زمان که مسیح خدای جسم پوشیده در جهان بود پدر او در آسمان بود.


